میراث؛ بند یا بالِ توسعه؟

سیدنورالله موسوی، رییس اداره نوسازی منطقه ۱۲ تهران و مدرس گروه معماری و شهرسازی دانشگاه علوم و تحقیقات در یادداشتی نوشت: گردشگریِ بدون هویت، تنها مقصدی گذرا برای «دیدن» می‌سازد؛ اما گردشگری مبتنی بر میراث معماری، تجربه‌ای عمیق برای «ادراک معنا و فرهنگ» خلق می‌کند. در تقویم شهری و به بهانه هفته گردشگری، بازخوانی نسبت میان معماری ایرانی، حیات بافت‌های تاریخی و کارآمدی مدیریت شهری، یکی از ضروری‌ترین افق‌های پیش‌روی توسعه پایدار است.

شهرهای کهن ایران تنها کالبدی از خشت و آجر نیستند، بلکه منظومه‌ای زنده از فرهنگ، اقلیم و حکمت فضایی‌اند. عناصری چون حیاط مرکزی، ساباط، سلسله‌مراتب ورود، پیوند فضای باز و بسته و هم‌نوایی با اقلیم، گنجینه‌ای از راه‌حل‌های پایدار را در برابر دانش نوین شهرسازی قرار می‌دهند. پرسش اساسی پیش‌روی جامعه معماری و مدیران شهری امروز این است: چگونه می‌توان این ثروت تمدنی را نه در قامت عنصری منفعل و ساکن، بلکه در جایگاه موتور محرک پویایی اقتصادی و اجتماعی شهرها بازتعریف کرد؟

پاسخ علمی و تجربی به این نیاز، در گذار به «بازآفرینی شهری پویا و تسهیل‌گر» نهفته است. اگر در گذشته حفاظت از بافت‌های کهن غالباً با رویکردهای محدودکننده و بازدارنده تعریف می‌شد، امروز دانش مدیریت شهری بر این باور است که صیانت پایدار، تنها در بستر جریان زندگی، رونق اقتصاد محلی و حضور شهروندان محقق می‌شود.

مدیریت شهری مدرن برای تحقق این چشم‌انداز هویتی، می‌تواند از سه پیشران کلیدی بهره‌مند شود:

۱. تدوین «اطلس هویت محلی» به عنوان نقشه راه تصمیم‌گیری:

پرهیز از نسخه‌های یکنواخت و شناسایی الگوهای معماری، گذرهای شاخص، مصالح بومی و تناسبات کالبدی در قالب سامانه‌های مکانی جامع (GIS)، ابزاری دقیق و هوشمند در اختیار تصمیم‌گیران شهری قرار می‌دهد تا هر مداخله، ارزش‌افزا و هویت‌محور طراحی شود.

۲. شیفت پارادایم به «ضوابط تشویقی و رونق‌آفرین»:

بافت‌های تاریخی نیازمند بسته‌های حمایتی و ضوابط منعطف هستند؛ ضوابطی که علاوه بر صیانت از خط آسمان و اصالت اثر، سازوکار حضور بخش خصوصی، کارآفرینان و جامعه خلاق را تضمین کند. تعریف کاربری‌های سازگار—از کانون‌های فرهنگی و گردشگری تا فضاهای تعاملی و اقامتگاه‌های سنتی—نه تنها از استهلاک بناها پیشگیری می‌کند، بلکه عواید حاصل از آن را به چرخه نگهداری بافت بازمی‌گرداند و ارزش افزوده بالایی برای شهرداری‌ها به ارمغان می‌آورد.

۳. هم‌گرایی سنت با فناوری‌های معاصر:  

به‌کارگیری ابزارهای دیجیتال، اسکن سه‌بعدی و هوش مصنوعی در کنار روایت‌گری محلی، امکانی بی‌بدیل برای مدیریت شهری فراهم می‌آورد تا حافظه تاریخی محلات را به زبانی همه‌فهم و جذاب برای نسل نوین تبدیل کرده و مسیرهای گردشگری موضوعی خلق کند.

فرجام سخن:

میراث معماری ایرانی، محدودیت توسعه نیست؛ بلکه اصیل‌ترین زیرساخت برای شکوفایی شهر آینده است. بازآفرینی شهری فرصتی فاخر است تا مدیریت شهری و جامعه علمی دست‌دردست یکدیگر، تعادلی شایسته میان کارآمدی معاصر و اصالت تاریخی برقرار سازند و شهری بسازند که هم‌زمان مدرن، زیست‌پذیر و ریشه‌دار در فرهنگ ایرانی-اسلامی باشد.

انتهای پیام/

کد خبر 1405071801932
دبیر محمد آوخ

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha